غزل شمارهٔ 3188
Poet: Rumi
Toggle stanza 1ادر کاسی و دعنی عن فنونی
11
ادر کاسی و دعنی عن فنونی
جننت فلا تحدث من جنونی
22
نه چون ماندست ما را، نی چگونه
ندانم تو دلاراما که چونی
33
رایت الناس للدنیا زبونا
و ذقت العشق فالدنیا زبونی
44
مترس از خصم و تو فارغ همی باش
که عاشق هست آن بحر فزونی
55
فما للخلق یا صاحی ظهوری
و ما للخلق یا صاحی کنونی
66
اگر عشقم درون آرام گیرد
کجا بیندم این خلق برونی
77
و مادام الهوی تغلی فؤادی
فلا تطمع قراری اوسکونی
88
ایا نفس ملامت گر، خمش کن
که هم تو در ضلالت رهنمونی
99
ضلال العشق یا صاحی حلالی
خراب العشق یا صاحی حصونی
1010
زهی کشتی شاهانه که عشق است
که رانندش درین دریایی خونی
1111
فتبریز و شمسالدین قصدی
انادیهم، خدونی اوصلونی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

