غزل شمارهٔ 2265
Toggle stanza 1الیوم من الوصل نسیم و سعود
11
الیوم من الوصل نسیم و سعود
الیوم اری الحب علی العهد فعودوا
22
رفتهست رقیب و بر آن یار نبود او
بیزحمت دشمن دم عشاق شنود او
33
یا قلب ابشرک به وصل و رحیق
ما فاتک من دهرک الیوم یعود
44
شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم
ما سرخ و سپید از طرب و کور و کبود او
55
یا حب حنا نیک تجلیت بوصل
الروح فدا روحک بالروح تجود
66
ما را که برای دل حساد جفا گفت
امروز چو خلوت شد ما را بستود او
77
هذا قمر قد غلب الشمس بنور
من طالعه الیوم علی الشمس یسود
88
امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت
بر طلعت خورشید و مه و زهره فزود او
99
ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر
للعیش من الیوم نهوض و صعود
1010
پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور
این مه که به خورشید دهد نور چه بود او
1111
یا قلب تمتع و طب ان شکورا
الحب شفیق لک و الله ودود
1212
این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند
چون یک گره از طره پربند گشود او
1313
الحب الی المجلس والله سقانا
و السکر من القهوه کالدهر ولود
1414
آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد
بیرون ز در است این دم و از بام فرود او
1515
الیوم من العیش لقاء و شفا
الیوم من السکر رکوع و سجود
1616
آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده
دیر است که محروم شد از ذوق وجود او
1717
یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا
لما کتب الله علی العشق خلود
1818
امروز صلا میزند این خفته دلان را
آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او
1919
العشق من الکون حیات و لباب
و العیش سوی العشق قشور و جلود
2020
هر دوست که از عشق به دنیات کشاند
خود دشمن تو او است یقین دان و حسود او
2121
لا تنطق فی العشق و یکفیک انین
فالمخلص للعاشق صبر و جحود
2222
بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید
دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او

