Toggle stanza 1
الیوم من الوصل نسیم و سعود
1
الیوم من الوصل نسیم و سعود
الیوم اری الحب علی العهد فعودوا
2
رفته‌ست رقیب و بر آن یار نبود او
بی‌زحمت دشمن دم عشاق شنود او
3
یا قلب ابشرک به وصل و رحیق
ما فاتک من دهرک الیوم یعود
4
شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم
ما سرخ و سپید از طرب و کور و کبود او
5
یا حب حنا نیک تجلیت بوصل
الروح فدا روحک بالروح تجود
6
ما را که برای دل حساد جفا گفت
امروز چو خلوت شد ما را بستود او
7
هذا قمر قد غلب الشمس بنور
من طالعه الیوم علی الشمس یسود
8
امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت
بر طلعت خورشید و مه و زهره فزود او
9
ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر
للعیش من الیوم نهوض و صعود
10
پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور
این مه که به خورشید دهد نور چه بود او
11
یا قلب تمتع و طب ان شکورا
الحب شفیق لک و الله ودود
12
این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند
چون یک گره از طره پربند گشود او
13
الحب الی المجلس والله سقانا
و السکر من القهوه کالدهر ولود
14
آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد
بیرون ز در است این دم و از بام فرود او
15
الیوم من العیش لقاء و شفا
الیوم من السکر رکوع و سجود
16
آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده
دیر است که محروم شد از ذوق وجود او
17
یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا
لما کتب الله علی العشق خلود
18
امروز صلا می‌زند این خفته دلان را
آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او
19
العشق من الکون حیات و لباب
و العیش سوی العشق قشور و جلود
20
هر دوست که از عشق به دنیات کشاند
خود دشمن تو او است یقین دان و حسود او
21
لا تنطق فی العشق و یکفیک انین
فالمخلص للعاشق صبر و جحود
22
بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید
دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور