غزل شمارهٔ 2320
Toggle stanza 1بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
11
بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه
22
زردی رخ بستان کز فرقت آن خوبان
بستان شده گورستان زندان شده کاشانه
33
ترکان پری چهره نک عزم سفر کردند
یک یک به سوی قشلق از غارت بیگانه
44
کی باشد کاین ترکان از قشلق بازآیند
چون گنج بدید آید زین گوشه ویرانه
55
کی باشد کاین مستان آیند سوی بستان
سرسبز و خوش و حیران رقصان شده مستانه
66
ز انبار تهی گردد پر گردد پیمانه
آن عالم انبار است وین عالم پیمانه
77
پیمانه چو شد خالی ز انبار بباید جست
ز انبار نهان کان جا پوسیده نشد دانه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای جان چو سخن گویم، مستانه و رندانه
سرمستم و لایعقل، زان نرگس مستانه
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1703
فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
این جلوت جانانه آن خلوت جانانه
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 24
من، بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
من، چند، تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه!»؟
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2309
آن یار غریب من آمد به سوی خانه
امروز تماشا کن اشکال غریبانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2319
ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه
از سر تو برون کن هی سودای گدایانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2321

