غزل شمارهٔ 1703
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ای جان چو سخن گویم، مستانه و رندانه
ای جان چو سخن گویم، مستانه و رندانه
سرمستم و لایعقل، زان نرگس مستانه
پرسد ز سرشک خون، جانم ز غمت آری
پُر گشته مرا آخر، در عشق تو پیمانه
ای دوست سر زلفت، در سینه من بگشا
زنجیر نه این در را، سرهاست درین خانه
با عشق دو چشمش چون، رفتی ز پی کویش
خسرو تو رهی رفتی، رندانه و یارانه
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
من، بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
من، چند، تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه!»؟
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2309
آن یار غریب من آمد به سوی خانه
امروز تماشا کن اشکال غریبانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2319
بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2320
ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه
از سر تو برون کن هی سودای گدایانه
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2321
فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
این جلوت جانانه آن خلوت جانانه
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 24
Sources
Persian text source: Ganjoor

