غزل شمارهٔ 3192
Poet: Rumi
Toggle stanza 1لا یغرنک سد هوس عن رایی
لا یغرنک سد هوس عن رایی
کم قصور هدمت من عوج الارآء
اشتهی انصح لکن لسانی قفلت
اننی انصح بالصمت علی الاخفاء
این همه ترس و نفاق و دودلی باری چیست
نه که در سایه و در دولت این مولایی؟!
بیم ازان میکندت، تا برود بیم از تو
یار ازان میگزدت، تا همه شکرخایی
شمس تبریز شمعیست که غایب گردد
شب چو شد روز چرا منتظر فردایی؟!
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
که ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 5
دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا
قال من انتم قلنا فقراء غربا
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4
چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا
یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5
کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 167
رو ترش کن که همه روترشانند این جا
کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 169
به شکرخنده اگر میببرد جان مرا
متع الله فوادی بحبیبی ابدا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 263
Sources
Persian text source: Ganjoor

