غزل شمارهٔ 4
Poet: Jami
Toggle stanza 1دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا
دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا
قال من انتم قلنا فقراء غربا
فقراییم و عجب آنکه نخواهیم ز تو
هیچ حاجت که تویی در دو جهان حاجت ما
غرباییم و نداریم بجز تو وطنی
چند باشیم چنین از وطن خویش جدا
به فقیران نظری کن که به تأیید نظر
برمس فقر فقیران تویی اکسیر غنا
بر غریبان گذری کن که به تشریف قدوم
از دل تنگ غریبان تو بری بارعنا
گرچه در میکده عشق هزاران راه است
هست نزدیکترین راه ره فقر و فنا
جامی این راه بجز راه سبکباران نیست
دامن از خویش بیفشان و درین راه درآ
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
که ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 5
کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 167
رو ترش کن که همه روترشانند این جا
کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 169
به شکرخنده اگر میببرد جان مرا
متع الله فوادی بحبیبی ابدا
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 263
لا یغرنک سد هوس عن رایی
کم قصور هدمت من عوج الارآء
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 3192
چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا
یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5
Sources
Persian text source: Ganjoor

