غزل شمارهٔ 2392
Toggle stanza 1ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
11
ای کهربای عشقت دل را به خود کشیده
دل رفته ما پی دل چون بیدلان دویده
22
دزدیده دل ز حسنت از عشق جامه واری
تا شحنه فراقت دستان دل بریده
33
از بس شکر که جانم از مصر عشق خورده
نی را ز ناله من در جان شکر دمیده
44
در سایههای عشقت ای خوش همای عرشی
هر لحظه باز جانها تا عرش برپریده
55
ای شاد مرغزاری کان جاست ورد و نسرین
از آب عشق رسته وین آهوان چریده
66
دیده ندیده خود را و اکنون ز آینه تو
هر دیده خویشتن را در آینه بدیده
77
سرنای دولت تو ای شمس حق تبریز
گوش رباب جانی برتافته شنیده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
خوشتر ز چشم مستت چشم جهان ندیده
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 19
دامنکشان همی شد در شرب زرکشیده
صد ماهرو ز رشکش جَیب قصب دریده
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 425
آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده
مایل به اوفتادن چون میوه رسیده
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6642
ای جان ما شرابی از جام تو کشیده
سرمست اوفتاده دل از جهان بریده
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 732
برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده
جویان و پای کوبان از آسمان رسیده
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2393

