غزل شمارهٔ 2355
Toggle stanza 1ای دوش ز دست ما رهیده
11
ای دوش ز دست ما رهیده
امشب نرهی به جان و دیده
22
در پنجه ماست دامن تو
ای دست در آستین کشیده
33
حیلت بگذار و آب و روغن
ماییم هریسه رسیده
44
چشم من و چشم تو حریفند
ای چشم ز چشم تو چریده
55
ای داده مرا شراب گلگون
گل از رخ زرد من دمیده
66
زلف چو رسن چو برفشاندی
از عشق چو چنبرم خمیده
77
رفتی و ز چشم من بریدی
خون آید لاشک از بریده
88
بر گرد خیال تو دوانیم
ای بر سر ما غمت دویده
99
بر روزن تو چرا نپرد
مرغی ز قفس به جان رهیده
1010
خامش کردم که جمله عیبیم
ای با همه عیبمان خریده
Zameen

