غزل شمارهٔ 988
Toggle stanza 1بوی دلدار ما نمیآید
11
بوی دلدار ما نمیآید
طوطی این جا شکر نمیخاید
22
هر مقامی که رنگ آن گل نیست
بلبل جانها بنسراید
33
خوش برآییم دوست حاضر نیست
عشق هرگز چنین نفرماید
44
همه اسباب عشق این جا هست
لیک بیاو طرب نمیشاید
55
مادر فتنهها که میباشد
طربی بیرخش نمیزاید
66
هر شرابی که دوست ساقی نیست
جز خمار و شکوفه نفزاید
77
همه آفاق پرستاره شود
گازری را مراد برناید
88
بی اثرهای شمس تبریزی
از جهان جز ملال ننماید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شحنه غم دواسپه می آید
صبر نزدیک من نمی پاید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 988
دیدن دوست، دوست را گه گه
چهرۀ دوستی بیاراید
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(27) وَاَیْضاً قَالَ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: زُرْ غِبًّا، تَزْدَدْ حُبًّا. (المعجم الکبیر للطبرانی)
مردکی صافی از غرض باید
تا گواهی ازو درست آید
SaadiKhabithat va Majalis al-Hazlخبیثاتشمارهٔ 26
من بسازم ولیک کی شاید
زاغ با طوطیان شکر خاید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 990

