غزل شمارهٔ 2738
Poet: Rumi
Toggle stanza 1من پار بخوردهام شرابی
11
من پار بخوردهام شرابی
امسال چه مستم و خرابی
22
من پار ز آتشی گذشتم
امسال چرا شدم کبابی
33
من تشنه به آب جوی رفتم
ماهی دیدم میان آبی
44
شیران همه ماهتاب جویند
من شیرم و یار ماهتابی
55
از درد مپرس رنگ رخ بین
تا رنگ بگویدت جوابی
66
جانم مست است و تن خراب است
مستی است نشسته در خرابی
77
این هر دو چنین و دل چنینتر
کز غم چو خری است در خلابی
88
یک لحظه مشو ملول بشنو
تا باشدت از خدا ثوابی
Zameen

