غزل شمارهٔ 834
Poet: Rumi
Toggle stanza 1از دل رفته نشان میآید
11
از دل رفته نشان میآید
بوی آن جان و جهان میآید
22
نعره و غلغله آن مستان
آشکارا و نهان میآید
33
گوهر از هر طرفی میتابد
پای کوبان سوی جان میآید
44
از در مشعله داران فلک
آتش دل به دهان میآید
55
جان پروانه میان میبندد
شمع روشن به میان میآید
66
آفتابی که ز ما پنهان بود
سوی ما نورفشان میآید
77
تیر از غیب اگر پران نیست
پس چرا بانگ کمان میآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

