غزل شمارهٔ 215
Poet: Jami
Toggle stanza 1نام لبت چون به زبان میآید
11
نام لبت چون به زبان میآید
آب حیاتم به دهان میآید
22
هر نفسی پیش لب جانبخشت
خضر به دریوزهٔ جان میآید
33
رخش جفا بر سر ما میرانی
فتنه رهاکردهعنان میآید
44
چهره چو گل گرد چمن میگردی
بلبل مسکین به فغان میآید
55
بی گل تو جلوهٔ سوسن بر من
سختتر از زخم سنان میآید
66
کوه بلا شد غم عشقت لیکن
بر دل عاشق نه گران میآید
77
در صفت لعل لبت جامی را
بین چه رنگین سخنان میآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

