Toggle stanza 1
امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود
1
امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود
آزاد سرو بین که چه سان بنده می‌شود
2
پوسیده استخوان و کفن‌های مرده بین
کز روح و علم و عشق چه آکنده می‌شود
3
آن حلق و آن دهان که دریده‌ست در لحد
چون عندلیب مست چه گوینده می‌شود
4
آن جان به شیشه‌ای که ز سوزن همی‌گریخت
جان را به تیغ عشق فروشنده می‌شود
5
بسیار دیده‌ای که بجوشد ز سنگ آب
از شهد شیر بین که چه جوشنده می‌شود
6
امروز کعبه بین که روان شد به سوی حاج
کز وی هزار قافله فرخنده می‌شود
7
امروز غوره بین که شکر بست از نشاط
امروز شوره بین که چه روینده می‌شود
8
می‌خند ای زمین که بزادی خلیفه‌ای
کز وی کلوخ و سنگ تو جنبنده می‌شود
9
غم مرد و گریه رفت بقا‌ی من و تو باد
هر جا که گریه‌ای‌ست کنون خنده می‌شود
10
آن گلشنی شکفت که از فر بوی او
بی داس و تیش خار تو برکنده می‌شود
11
پاینده گشت خضر که آب حیات دید
پاینده گشت و دید که پاینده می‌شود
12
پاینده عمر باد روان لطیف ما
جان را بقاست تن چو قبا ژنده می‌شود
13
خاموش و خوش بخسپ در این خرمن شکر
زیرا شکر به گفت پراکنده می‌شود
14
من خامشم ولیک ز هیهای طوطیان
هم نیشکر ز لطف خروشنده می‌شود

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor