غزل شمارهٔ 2229
Toggle stanza 1ای غذای جان مستم نام تو
11
ای غذای جان مستم نام تو
چشم و عقلم روشن از ایام تو
22
شش جهت از روی من شد همچو زر
تا بدیدم سیم هفت اندام تو
33
گفته بودی کز توام بگرفت دل
من نخواهم در جهان جز کام تو
44
منتظر بنشستهام تا دررسد
از پی جان خواستن پیغام تو
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

