غزل شمارهٔ 1881
Toggle stanza 1از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
11
از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
ماننده کاریزی بیتیشه و بیمیتین
22
دل روی سوی جان کرد کای عاشق و ای پردرد
بر روزن دلبر رو در خانه خود منشین
33
ای خواجه سودایی می باش تو صحرایی
در گلشن شادی رو منگر به غم غمگین
44
چون پوست بود این دل چون آتش باشد غم
وین پوست از آن آتش چون سفره بود پرچین
55
چون دیده دل از غم پرخاک شود ای غم
تبریز کجا یابی با حضرت شمس الدین
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گیتیت چنین آید، گردنده بدین سان هم
هم باد برین آید و هم باد فرودین
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 123
ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین
یا رب چه سبک روحی بر چشم و سرم بنشین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1863
در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
با زنگیکان امشب در عشرت جان بنشین
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1880

