Toggle stanza 1
تا چشم عشوه ساز تو مهمان فتنه است
1

تا چشم عشوه ساز تو مهمان فتنه است

شیرین تبسمت نمک خوان فتنه است

2

یا رب چه فتنه ای که به عهد تو روزگار

در گوشه ای نشسته و حیران فتنه است

3

ناز آفت و کرشمه بلا، عشوه دل فریب

یاران حذر کنید که توفان فتنه است

4

از فتنه ی غمش به که نالیم، چون مدام

دیوان شاه حسن در ایوان فتنه است

5

گل گل فتاده پرتو رویت در انجمن

این بزم عیش نیست، گلستان فتنه است

6

اسباب دلبری همه حسنش به فتنه داد

در عهد حسن او که به سامان فتنه است

7

چون راز فتنه فاش نگردد که چشم او

در خواب هم سرش به گریبان فتنه است

8

عرفی چه گونه حفظ دل خود کند، که باز

چشم کرشمه ساز تو دوران فتنه است

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…