غزل شمارهٔ 84
Poet: Urfi
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: انهروشناست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1از نور یار چون نفسم خانه روشن است
11
از نور یار چون نفسم خانه روشن است
بیرون برید شمع که کاشانه روشن است
22
نازم به فیض عشق که در خانقاه و دیر
چشم و چراغ شمع به پروانه روشن است
33
از حسن دوست دم به دم اسرار گفتن است
هر چند قدر گوهر یکدانه روشن است
44
صد شمع سوختم که خرد پیش بر دمد
پنداشتم که دیده ی فرزانه روشن است
55
ای شیخ شهر تیره دلان را چراغ باش
دل های ما ز گریه ی مستانه روشن است
66
محرم چه آگه از الم بی نصیبی است
داغی است این که بر دل دیوانه روشن است
77
گفتی ز عشق یافت دلت روشنی، بلی
آتش به خان و مان زده را خانه روشن است
88
عرفی خطای ما و تو محتاج عذر نیست
عذر خطای مردم دیوانه روشن است
Sources
Persian text source: Ganjoor

