غزل شمارهٔ 121
Toggle stanza 1جز در پناه وصل و دل استوار دوست
11
جز در پناه وصل و دل استوار دوست
کس عافیت گمان نبرد در دیار دوست
22
قاتل چنان خوش است که بی رحم تر شود
از التماس دشمن و از اعبتار دوست
33
صد تن شهید شهرت و یک تن شهید عشق
آن هم به سعی غمزه ی مردم شکار دوست
44
هرگز بهار لطف و خزان ستم نبود
در بوستان حسن همیشه بهار دوست
55
بر سر کلاه عزت عشقم حرام باد
گر وقت صحبتش ننهم بر کنار دوست
66
عرفی به حال نزع رسیدی و به شدی
شرمت نیامد از دل امیدوار دوست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

