Toggle stanza 1
بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست
1

بخت جم و کاووس، عنانش به کف توست

پیش آمدن از بخت، کشکش از طرف توست

2

وصفی نبود کان شرف ذات تو گردد

جز بندگی شاه جهان کان شرف توست

3

با ساز و نوا باش و ببین تا چه سرودم

ای آن که سنان پای زن نعره دف توست

4

بشکسته عدو، نامه ی فتح تو نوشتم

دولت خبرم داد که فتح از طرف توست

5

چون بشکنی صف اعدا که به عالم

هر جا که دعا هست ماثر صدف توست

6

عالم چو بگیری و گرفتی وطن خویش

تو گوهر اقبال و عالم صدف توست

7

در خواب شب آلوده به خون دید خدنگت

تعبیر جز این نیست که عالم هدف توست

8

این قول نه کذب است، کجا دیده شناسد

آن بنده که پرورده ی آب و علف توست

9

عرفی چه همی گفت که آن مقبل ناچیز

دانسته که راهش به دل پر شعف توست

Sources

Persian text source: Ganjoor