غزل شمارهٔ 523

Toggle stanza 1
غیر از تو نگنجد به سرایی که تو باشی
1

غیر از تو نگنجد به سرایی که تو باشی

جز تو همه محوند به جایی که تو باشی

2

شاهان جهان روی نمای تو ندارند

نرخ تو که داند به بهایی که تو باشی

3

خورشید نخواهم که درآید به خیالت

تا ذره نپرد به هوایی که تو باشی

4

گر دین رودم در سر کار تو نگردم

الا که پرستار خدایی که تو باشی

5

در عشق حسد نیست مگر بر دو مقامم

آنجا که نه من باشم و جایی که تو باشی

6

آرام رباید به کمینگاه ز صیاد

وحشی روشی رام نمایی که تو باشی

7

شاید که برآرد گل صد برگ «نظیری »

دستان زن هر شاخ گیایی که تو باشی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor