غزل شمارهٔ 447

Toggle stanza 1
مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم
1

مشنو استغفار من کز اهل ایمان نیستم

خرقه از مصحف اگر سازم مسلمان نیستم

2

معنی اخلاص می‌خواهند و حسن اعتقاد

چون نشینم با نکوکاران کز ایشان نیستم

3

در چمن معذور داریدم اگر گردم ملول

نغمه‌سنج کوه و دشتم از گلستان نیستم

4

جذب عشقم فی‌المثل در حسن پیدا ساختن

خضر چاه یوسفم از آب حیوان نیستم

5

چرخ اگر وارون بگردد ابر اگر طوفان کند

گوشه‌ای آسوده‌ام آگه ز دوران نیستم

6

دهر چون در دشمنی سست است افکندم سپر

دشمن نامرد را من مرد میدان نیستم

7

گر پریشانی به این خویی‌ست کاندر زلف تست

بس پریشان‌تر ازینم کن پریشان نیستم

8

خیر حسن خود نگاهی می‌توان کردن چه شد

سایلم در کوی تو، پندار مهمان نیستم

9

گر نمی‌گویی «نظیری» هندوی خویشم بخوان

کافر زنار بندم من مسلمان نیستم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor