غزل شمارهٔ 536
Toggle stanza 1گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
11
گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
در خانقه و بتکده دیار نبودی
22
گر نرگس مست تو نکردی جدل آغاز
تا گردش او بودی هشیار نبودی
33
بی پرده توانستی اگر روی نمودن
در کعبه حجاب در و دیوار نبودی
44
نازت ننهادی به دل این بار امانت
گر حسن تو از عشق گرانبار نبودی
55
میزان تو در دست غرورست وگرنه
حسن تو به این قیمت و مقدار نبودی
66
گر غیرت تو پرده پندار بهشتی
یک دل شده محروم ز دیدار نبودی
77
افسوس که خوی تو چو روی تو نکو نیست
ورنه همه بودی گل و یک خار نبودی
88
ای کاش نیامیختی این رنگ محبت
تا این همه نیرنگ تو در کار نبودی
99
آسان ز عتاب تو توانست رهیدن
گر جان به کمند تو گرفتار نبودی
1010
آن تاب و توان رفت که بر یاد رخ تو
دشوار شدی کارم و دشوار نبودی
1111
می رست ازین حلقه زنار «نظیری »
گر معنی تسلیم به زنار نبودی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

