غزل شمارهٔ 536

Toggle stanza 1
گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
1

گر حسن جمال تو طلبکار نبودی

در خانقه و بتکده دیار نبودی

2

گر نرگس مست تو نکردی جدل آغاز

تا گردش او بودی هشیار نبودی

3

بی پرده توانستی اگر روی نمودن

در کعبه حجاب در و دیوار نبودی

4

نازت ننهادی به دل این بار امانت

گر حسن تو از عشق گرانبار نبودی

5

میزان تو در دست غرورست وگرنه

حسن تو به این قیمت و مقدار نبودی

6

گر غیرت تو پرده پندار بهشتی

یک دل شده محروم ز دیدار نبودی

7

افسوس که خوی تو چو روی تو نکو نیست

ورنه همه بودی گل و یک خار نبودی

8

ای کاش نیامیختی این رنگ محبت

تا این همه نیرنگ تو در کار نبودی

9

آسان ز عتاب تو توانست رهیدن

گر جان به کمند تو گرفتار نبودی

10

آن تاب و توان رفت که بر یاد رخ تو

دشوار شدی کارم و دشوار نبودی

11

می رست ازین حلقه زنار «نظیری »

گر معنی تسلیم به زنار نبودی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor