غزل شمارهٔ 61
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1آن که شب داد توبه ام ز شراب
آن که شب داد توبه ام ز شراب
امشبم باز دید مست و خراب
لب ساغر چنان زنم بوسه
که درآرم حریف را از خواب
مزه کز راح آتشین گیرم
خاک را در دهان بگردد آب
عضو عضوم پرند از مستی
کاهلی ها همه شوند شتاب
ظرف لبریز کردم از باده
همچو ماه دو هفته از مهتاب
ره مستی گرفته جانب دوست
می روم تا برآرمش ز حجاب
محوتر می شوم ز خود هر دم
رفتم از دست مطربا دریاب
قوتم نیست پست کن پرده
طاقتم نیست گوش چنگ متاب
بر «نظیری » مگر ببخشایند
به جزع وانمی شود این باب
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ماهرویا، به خون من مشتاب
کشتن عاشقان که دید صواب
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 119
معلمی را پسر بیمار شد و مشرف به موت گشت، گفت: غسال بیارید تا وی را بشوید گفتند: هنوز نمرده است گفت: باکی نیست آن زمان را که از غسل وی فارغ شوید بخواهد مرد!
هرکه در کار خویش پیش از وقت
JamiBaharistanروضهٔ ششم (در مطایبه)بخش 28
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب
الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 13
چشمها وا نمیشود از خواب
چشم بگشا و جمع را دریاب
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 315
یار آمد به صلح ای اصحاب
ما لکم قاعدین عند الباب
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 317
Sources
Persian text source: Ganjoor

