غزل شمارهٔ 9
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1طعم هلاهل میدهد زهر فراقت آب را
11
طعم هلاهل میدهد زهر فراقت آب را
تا تلخ کردی عیش من شیرین ندیدم خواب را
22
درهای رحمت بر رخم تا شام مردن واکنند
گر چشم از رویت کند یک صبح فتحالباب را
33
از دولت گمگشتهام شاید نشانی وادهند
باری به دریای امید افکندهام قلاب را
44
ز اهل درون باهُشترند آنان که بیرون درند
اکثر به خاصان میدهد سلطان شراب ناب را
55
طوفان به هر جانب برد بگشا معلم بادبان
لنگر نیندازد کسی دریای بیپایاب را
66
وعظ طبیب و صبر من بر جان گوارا گشتهاند
من سختتر سازم مرض او تلختر جلاب را
77
با غایت بیطاقتی از عشق نتوانم گریخت
گویی که آتش بسته ره از هر طرف سیماب را
88
در انتظار رحمتت لبتشنگان افتادهاند
ساقی به کوثر زن قدح دریاب زود اصحاب را
99
کار «نظیری» در رضا غم خوردن و خوش بودن است
دارم می مردآزما خوش باد شیخ و شاب را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

