غزل شمارهٔ 152
Toggle stanza 1دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد
دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد
بر هرچه نهادیم دل از دیده جدا کرد
نگشود قضا شست که آهی نکشیدیم
بر دوست ترم خورد خدنگی که خطا کرد
بازوی هنردارم و اقبال ندارم
می کوشم و کاری نتوانم به سزا کرد
فریاد برآریم از آن یار مشعبد
کو از ازل این شعبده چرخ روا کرد
خود طلعت خود دید اگر پرده برانداخت
خود فتنه خود گشت اگر فتنه به پا کرد
با آن که لبش داد منادی محبت
نی بر سر مهر آمد و نی عهد وفا کرد
ناوک فکنی بر سر هر راه نشانید
در عشق کمندم به گلو بست و رها کرد
دشمن به ارم افکند و دوست بر آتش
با این همه حد نیست که گوییم جفا کرد
چندین سخن عشق که گفتند و شنیدند
کس حق محبت نتوانست ادا کرد
برند به جای پر و بالش سر منقار
مرغی که بلند از سر این شاخ نوا کرد
خرسند به تسلیم و رضا گشت «نظیری »
مسکین نتوانست خصومت به قضا کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 484
میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد
در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 285
تا باز فلک طبع هوا را چو هوا کرد
بلبل به سر گلبن و بر شاخ ندا کرد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 37 - در مدح خواجه حکیم ابوالحسن علی بن محمد طبیب
آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد
همواری این راه مرا سر به هوا کرد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4365
Sources
Persian text source: Ganjoor

