غزل شمارهٔ 116
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
روز مولود جهان کم ز شب ماتم نیست
همه جا تیر کمانخانه ابرو رفته ست
نیش هرجاطلبی هست، ولی مرهم نیست
رنج از آنست که این فتنه برانگیخته اند
ذل ما ز نزاع ملک و آدم نیست
عارفان گوش که بر پرده ساز اندازند
در پس پرده شناسند که نامحرم نیست
به دم عیسوی و معجز روح اللهی
خلق دانند که از اهل خطا مریم نیست
رسم ناموس جهان زود ز سر برداریم
کاین علاقه به پر افسر ما محکم نیست
ترک دیگر نفزاییم که پشمینه فقر
جز به اندازه فرق پسر ادهم نیست
علمی چند ز عیب دگران بردوزیم
کانقدر جامه رسوایی ما معلم نیست
نتوان حکم خطا کرد «نظیری » به قضا
حکم بر صورت امریست که آن مبهم نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیست
ذرهای نیستکه سرگرم هوای رم نیست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 767
دیدهای راکه به نظاره دل محرم نیست
مژه برهم زدن از دست تاسف کم نیست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 768
عزت و خواری دهر آن همه دور از هم نیست
افسری نیست که با نقش قدم توأم نیست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 769
در قناعت لب خشک و مژه پر نم نیست
عالمی هست درین گوشه که در عالم نیست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1598
Sources
Persian text source: Ganjoor

