غزل شمارهٔ 767
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیست
جای آرام به وحشتکدهٔ عالم نیست
ذرهای نیستکه سرگرم هوای رم نیست
گره باد بود دولت هستی چو حباب
تا سلیمان نفسی عرصه دهد خاتم نیست
چمن ازغنچه بههر شاخ سرشکشگره است
مژهٔ اهل طرب هم به جهان بینم نیست
هیچ دانا نزند تیشه به پای آرم
از بهشت آنکه برون آمدهاست آدم نیست
گو بیا برق فرو ریز بهکشت دو جهان
عکس اگر محوشد آیینهٔ ما را غم نیست
رشتهواری نفس سوخته افروختهایم
شمع در خلوت بیداری دل محرم نیست
گر جهان ناز بر اسباب فزونی دارد
بهر سامانکمی ذرهٔ ما همکم نیست
اینقدر وهم ز آغوش نگه میبالد
دیده هرگه مژه آورد به هم عالم نیست
چشم بر موج خطت دوختن از سادهدلیست
رشتههای رگگل راگره شبنم نیست
عدم سایه ز خورشید معینگردید
گرتوشوخی نکنی هستی ما مبهمنیست
بیدل از بس بهگرفتاری دل خوکردیم
بیغم دام و قفس خاطرما خرم نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در قناعت لب خشک و مژه پر نم نیست
عالمی هست درین گوشه که در عالم نیست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1598
فرحی نیست که در پهلوی آن صد غم نیست
روز مولود جهان کم ز شب ماتم نیست
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 116
دیدهای راکه به نظاره دل محرم نیست
مژه برهم زدن از دست تاسف کم نیست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 768
عزت و خواری دهر آن همه دور از هم نیست
افسری نیست که با نقش قدم توأم نیست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 769
Sources
Persian text source: Ganjoor

