غزل شمارهٔ 117

Toggle stanza 1
گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است
1

گر کند گیتی وفایی با وفاداران خوش است

زندگانی با عزیزان، عیش با یاران خوش است

2

محنتِ شب‌گیر با شوقِ حَرم دشوار نیست

گر بیادت بگذرد شب‌های بیداران خوش است

3

نرگسِ شوخِ تو مست از نالهٔ شب‌گیر ماست

می‌فروشان را سر از غوغای می‌خواران خوش است

4

مال و عصمت را زلیخا بد درین سودا نباخت

ماهِ کنعان بردن از خیلِ خریداران خوش است

5

فرجه‌ای نگذاشت گردون تا از آن بیرون روم

پیرِ کودک‌دل چه با قیدِ گرفتاران خوش است

6

ذوقِ مرغان می‌پراند مرغِ نوآموز را

نو به کوی دوست رفتن با هواداران خوش است

7

حیرتم نیکو ز استیلای عشق آزاد ساخت

چون مرض طغیان نماید خوابِ بیماران خوش است

8

ساقیِ هم‌رنگ باید ساغرِ گل‌رنگ را

می‌پرستان را نظر بر لاله‌رخساران خوش است

9

غرقِ طوفان شد «نظیری‌» هر که دل بر مال بست

رخت بیرون ده که کشتیِ سبک‌باران خوش است

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor