غزل شمارهٔ 77

Toggle stanza 1
بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت
1

بی تو دوشم در درازی از شب یلدا گذشت

آفتاب امروز چون برق از سرای ما گذشت

2

نیش خاری نیست کز خون شکاری سرخ نیست

آفتی بود این شکارافکن کزین صحرا گذشت

3

شوکت حسنش کسی را رخصت آهی نداد

گرچه هر سو دادخواهی بود، او تنها گذشت

4

جلوه اش ننمود از بس محو رفتارش شدم

ناله ام نشنید از بس گرم استغنا گذشت

5

خواستی آشفتگی دستار بردن از سرش

بس که سرمست و به خود مغرور و بی پروا گذشت

6

با پریشانان چه گویم، صولت هجرش چه کرد

باد یأسی آمد و بر دفتر دل‌ها گذشت

7

باز امشب با سگ کویش «نظیری » همرهست

شوکتی دیدم که پنداری جم و دارا گذشت

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor