غزل شمارهٔ 283

Toggle stanza 1
درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر
1

درد دل را می کنم با صبر پیوندی دگر

بر طبیب خود تغافل می زنم چندی دگر

2

اعتمادی نیست بر عهدیی که نقصانی ندید

هست در پیمان گسستن مهر پیوندی دگر

3

گرچه می دانم قسم خوردن به جانت خوب نیست

هم به جان تو که یادم نیست سوگندی دگر

4

پای تا سر دیده ام از شوق رخسارت که هست

هر سرشکم بی تو چشم آرزومندی دگر

5

پیر کنعان با که گیرد انس در بیت الحزن

بوی یوسف را نمی یابد ز فرزندی دگر

6

چون به شرم بخششم کشتی حلالت ساختم

کاین مروت نیست با طبع خداوندی دگر

7

تاب می آری که از کف می نهی آیینه را

از جمال تو ندیدم جز تو خرسندی دگر

8

شکوه و شکر «نظیری » عکس کین و مهر تست

آینه منما که طوطی نشکند قندی دگر

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor