غزل شمارهٔ 289

Toggle stanza 1
ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
1

ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز

که من به قول دف و چنگ نشکنم پرهیز

2

غبار بر می همچون زلال ننشیند

قضا ز بام به غربال گو بلا می بیز

3

ز هول صور سرافیل بی خبر مانیم

چو دامن تو بگیریم روز رستاخیز

4

ببخش جاذبه یی تا ز خود برون آییم

که نیست غیرگریبان چاک دست آویز

5

به دام و قید تو آییم و در تو نیست شدیم

که از کمند تو جز در تو نیست روی گریز

6

تو را به کشتن ما خجلت و محابا نیست

که هست گردن ما نرم و تیغ قهر تو نیز

7

کنون نیاز ریایی ما بر آتش نه

که سوی روضه نیاریم کاه دودانگیز

8

چگونه ساعد شیرین به گردن اندازد

جفاکشی که به گردن همی کشد شبدیز

9

«نظیری » از تو قدح برنبید تنگ شده

تو در کنار نمی گنجی از میان برخیز

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor