غزل شمارهٔ 4802
Poet: Saib
Toggle stanza 1نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز
نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز
زهیزم تر من شد فسرده آتش تیز
عجب که راه به دیر مغان توانم یافت
مراکه نیست به جز سبحه هیچ دستاویز
به زاهدان نکند می ز ننگ آمیزش
و گرنه هیزم خشک است مفت آتش تیز
دلی که رفت به دارالامان بیرنگی
چه فارغ است زنار جهان رنگ آمیز
ز صبح دانه انجم تمام می سوزد
به هیچ شوره زمین تخم پاک خویش مریز
چه نعمتی است که سنگین دلان نمی دانند
که شیشه هاست مرازیرخرقه پرهیز
سحر که مرغ سحرخیز در خروش آید
اگر ز جای نخیزد دلت تو خود برخیز
ترا ز هر که رسد تلخیی درین عالم
محصلی است که از خلق درخدا بگریز
مکن به کاهلی امروز خویش را فردا
که خود حساب ندارد حذر ز رستاخیز
ز حسن طبع تو صائب که در ترقی باد
بلند نام شد از جمله شهرها تبریز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز
به دلخوشی می صافی به جام روشن ریز
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1129
دلم رمیدهٔ لولیوَشیست شورانگیز
دروغوَعده و قَتّالوَضع و رنگآمیز
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 266
همی برآیم با آن که برنیاید خلق
و برنیایم با روزگار خورده گریز
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 71 - در مدح نصر بن احمد سامانی
دلیل منزل شوقم به دامنم آویز
شرر ز آتش نابم به خاک خویش آمیز
Allama IqbalPayam-e Mashriqمی باقیغزل شمارهٔ 28
ببند دست و می از شیشه در گلویم ریز
که من به قول دف و چنگ نشکنم پرهیز
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 289
غمم به عیش درآمیخت عشق رنگ آمیز
کنون نه هست غمم کند و نی نشاطم تیز
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 291
Sources
Persian text source: Ganjoor

