غزل شمارهٔ 223
Poet: Naziri Nishapuri
Toggle stanza 1نه ز جهدم به کف بخت عنان میآید
نه ز جهدم به کف بخت عنان میآید
نه به زورم زه دولت به کمان میآید
نه مرا بازوی قایم نه مرا دیده راست
همه بیقصد خدنگم به نشان میآید
تو که آسودهدلی از نفسم سود مخواه
من که شوریدهام آتش به زبان میآید
سخن مردم دیوانه حقیقت دارد
در عبارت به اشارات نهان میآید
عشق در مملکت عقل چو سلطان گردد
روش و عادت دیگر به میان میآید
میکنم سور چو از خانه علایق برود
میدهم خیر چو از راه زیان میآید
همه بر خویش ز بیم دم آخر لرزند
جای ذوق است که کشتی به کران میآید
مرد درگاه و سراپرده عزت نبود
هرکه دامن به سر پای کشان میآید
وصل جویان تو بر روی نسیمی گردند
که ازو بوی تلف کاری جان میآید
طاقت جور و جفا نیست تنگ حوصله را
گریه چون زور کند دل به فغان میآید
این که با طبع شبابست «نظیری » چه عجب
میرود پیر به میخانه جوان میآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
سبزهها میدمد و آب روان میآید
ابر چون دیده من گریهکنان میآید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 731
یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید
یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 806
آن نه عشق است که از دل به دهان میآید
وان نه عاشق که ز معشوق به جان میآید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 289
از لب خلق دم باد خزان میآید
بوی کافور ازین مردهدلان میآید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3626
Sources
Persian text source: Ganjoor

