غزل شمارهٔ 1749
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده
11
بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده
که بهر نقل تو دارم دلی کباب شده
22
خراب کرده همه عاقلان عالم را
خصلت چو هر سر مه بر سر شراب شده
33
شب است زلف تو یکسو شده ز رخ، می نوش
کنون که ابر گشاده ست و ماهتاب شده
44
وفا مکن که بود عیب خوبرویان را
که جان دوست گذارند تا خراب شده
55
بهشت روی تو بادا همیشه خوش، هر چند
که هست بهر من آن دوزخ عذاب شده
66
در آب کرده ز سوز آفتاب خود را غرق
رخت چو غرق خوی از تف آفتاب شده
77
بسان طفل کز آواز خوش به خواب شود
ز آه و ناله من بخت من به خراب شده
88
من از تو باده طلب کرده و تو با دشنام
جواب داده و من مست آن جواب شده
99
مگو که گریه خون نیستش ز دوری من
چنین که از غم تو خون خسرو آب شده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

