غزل شمارهٔ 1750

Toggle stanza 1
رسید وقت که هر روز بامداد پگه
1

رسید وقت که هر روز بامداد پگه

خوریم باده و بر روی گل کنیم نگه

2

ز شاخ یک تن سرو است و صد هزار قبا

ز لاله یک سر کوه است و صد هزار کله

3

کلاه لاله که لعل است، اگر تو بشناسی

نمونه ای مگرش داغ کینه است سیه

4

چو از کرشمه بیاراست چشم را نرگس

بدید بلبل و گفتن علیک عین الله

5

دمید گل به ره نیکوان و گل در باغ

روان شدند و ببردند دجله را از ره

6

هزار سال خوشی بیش دارد اندر عمر

اگر چه مدت عمر گل است روزی ده

7

کنون به باغ و لب جوی خیمه باید زد

خوش آن حباب که برابر می زند خرگه

8

کجاست ساقی نوخیز ساده رو که ز شرم

نگه کند به زمین چون درو کنیم نگه

9

مرنج، ساقی، اگر چشم من به روی تو نیست

که هست دیده من زیر پای همچو توشه

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor