غزل شمارهٔ 3

Toggle stanza 1
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا
1

مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا

من و دردت، چو تو درمان نمی‌خواهی دل ما را

2

منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده

چو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را

3

شبت خوش باد و خواب مستی‌ات سلطان و من هم خوش

شبی گرچه نیاری یاد بیداران شبها را

4

ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کس

که بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را

5

بمیرند و برون ندهند مشتاقان دم حسرت

کله ناگه مبادا کج شود آن سرو بالا را

6

به نومیدی به سر شد روزگار من که یک روزی

عنان گیری نکرد امید، هم عمر روان ما را

7

مزن لاف صبوری خسروا در عشق کاین صرصر

به رقص آرد چو نفخ صور، کوه پای بر جا را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را

رگ گل رشتهٔ شیرازه شد جمعیت ما را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 32

پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را

چه مضمون است در خاطر، نگاه حیرت انشا را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 33

خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما را

به خود کردی دراز آخر زبان دود دلها را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 35

گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را

هوایت تا کجا از پا نشانَد نالهٔ ما را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 36

نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را

مگر در آب چون یاقوت‌ گیرند آتش ما را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 39

نفس آشفته می‌دارد چو گل جمعیت ما را

پریشان می‌نویسد کلک موج احوال دریا را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 41

به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا

فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 9

اگر آن تُرکِ شیرازی به‌‌ دست‌ آرَد دلِ ما را

به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 3

ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 60

هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را

تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 61

Sources

Persian text source: Ganjoor