غزل شمارهٔ 2
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را
صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را
کآفرید از آب و گل سروی چو تو چالاک را
تلخ میگویی و من میبینمت از دور و بس
زهر کی آید فرو گر ننگرم تریاک را
غنچهٔ دل ته به ته بیگلرخان خونست از آنک
بوستان زندان نماید مردم غمناک را
چون ترا بینم، هم از چشم خودم در رشک، از آنک
کرد تردامن رخت این چشمهای پاک را
گر به کویت خاک گردم نیست غم، لیکن غم است
کز سر کویت بخواهد باد برد این خاک را
شهسوارا، عیب فتراک است صید چون منی
گاهِ بستن عذرخواهی کن ز من فتراک را
چون دلم زو چاک شد، ای پندگو، راضی نیم
از رگ جان خود ار دوزی در این دل چاک را
چشمهٔ عمرست و خلقی در پیاش، حیفی قویست
آشنایی با چنان دریا، چنین خاشاک را
نالهٔ جانسوز خسرو کو به دلها شعله زد
رحمتی نآموخت آن سنگیندل ناباک را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر دم افروزی چو گل رخسار آتشناک را
شعله در خرمن زنی مشتی خس و خاشاک را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 38
نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را
سیل می روبد ز راه خود خس و خاشاک را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 103
هر تُنُکظرفی ننوشد خونِ گرمِ تاک را
جامی از فولاد باید آبِ آتشناک را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 104
از بلندی مانع گردش شود افلاک را
گر زمین بیرون دهد آسودگان خاک را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 105
مورم اما خوشه چین خرمن دونان نیم
می کنم شکر به اکسیر قناعت خاک را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 106
Sources
Persian text source: Ganjoor

