غزل شمارهٔ 46

Toggle stanza 1
زمانه حله نو بست روی صحرا را
1

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

2

هوای گل ز خوشی یاد می دهد، لیکن

چه سود چون تو فرامش نمی شوی ما را

3

ز سرو بستان چندین چه می پرد بلبل

مگر ندید جوانان سرو بالا را

4

چو می خوری به سرم نیز جرعه می ریز

که مردمی نبود باده نوش تنها را

5

فروختم به یکی جرعه گنج عقل، آری

شرابخواره نبیند کساد کالا را

6

نسیم باد صبا از برای جلوه باغ

کشید بر رخ رنگین حریر دیبا را

7

زمین ز سبزه رنگین به چرخ می ماند

به تار موی بیاویخت جان اعدا را

8

ز فر مدح تو صد منت است بر خسرو

ضمیر مدح سرا و زبان گویا را

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 40

فی توحید الباری عز اسمه

درین صحیفه چو آغاز کردم املا را

JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 1

دلا چو روی در ارباب معنی آوردی

مبر به کار قوانین شعر و انشا را

JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 30

بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را

ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 16

به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را

ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 23

خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را

که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 26

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 4

اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

بریز خون دل آن خونیان صهبا را

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 212

Sources

Persian text source: Ganjoor