غزل شمارهٔ 46
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1زمانه حله نو بست روی صحرا را
زمانه حله نو بست روی صحرا را
کشید دل به چمن لعبتان رعنا را
هوای گل ز خوشی یاد می دهد، لیکن
چه سود چون تو فرامش نمی شوی ما را
ز سرو بستان چندین چه می پرد بلبل
مگر ندید جوانان سرو بالا را
چو می خوری به سرم نیز جرعه می ریز
که مردمی نبود باده نوش تنها را
فروختم به یکی جرعه گنج عقل، آری
شرابخواره نبیند کساد کالا را
نسیم باد صبا از برای جلوه باغ
کشید بر رخ رنگین حریر دیبا را
زمین ز سبزه رنگین به چرخ می ماند
به تار موی بیاویخت جان اعدا را
ز فر مدح تو صد منت است بر خسرو
ضمیر مدح سرا و زبان گویا را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را
به جیب آبله ریزم غبار صحرا را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
کسی چه شکر کند دولت تمنا را
به عالمی که تویی ناله میکُشد ما را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 37
نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را
غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 40
فی توحید الباری عز اسمه
درین صحیفه چو آغاز کردم املا را
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 1
دلا چو روی در ارباب معنی آوردی
مبر به کار قوانین شعر و انشا را
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 30
بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را
ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 16
به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را
ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 23
خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را
که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 26
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را
که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 4
اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
بریز خون دل آن خونیان صهبا را
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 212
Sources
Persian text source: Ganjoor

