غزل شمارهٔ 1027
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1حد حسنت گر اهل دل بدانند
حد حسنت گر اهل دل بدانند
دو عالم در ته پایت فشانند
مسیح و خضر را آن روی بنمای
بکش، جانا، مرا، گر زنده مانند
مبین کایینه لافد از ضمیرت
که می گوید دروغی راست مانند
لبت را جان توان خواندن، ولیکن
نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟
مرنج، ای پاکدامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن فشانند
نخواهم زیست زخم عشق کاریست
رقیبان را بگو تیغم نرانند
مکن بر ما نصیحت ضایع، ای دوست
که مستان لذت تقوی بدانند
بگویش، ای صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت می رسانند
نه جایی کز گل رویت چکد خون
دو چشم خسرو آنجا خون چکاند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دلم از حلقه زلف تو شد بند
ز من مگسل که محکم گشت پیوند
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 265
ز اهل عقل نپسندد خردمند
که دارد رفتنی را پای در بند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 538
مرا تا با تو افتاده ست پیوند
نه در گوشم نصیحت رفت و نه پند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 539
Sources
Persian text source: Ganjoor

