غزل شمارهٔ 538
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1ز اهل عقل نپسندد خردمند
ز اهل عقل نپسندد خردمند
که دارد رفتنی را پای در بند
نصیب امروز برگیر از متاعی
که فردا گرددش غیری خداوند
لباس زندگی بر خود مکن تنگ
که چون شد پاره، نتوان کرد پیوند
به صورت خوش مشو، از روی معنی
نی خامه نکوتر از نی قند
نصیحت گوهری دان کان نزیبد
مگر در گوش دانا و خردمند
مخور غم بهر فرزندی و مالی
که مالت دین بس است و صبر فرزند
اگر خواهی نبینی رنج بسیار
به اندک مایه راحت باش خرسند
به رعنایی منه بر خاکیان پای
که ایشان همچو تو بودند یک چند
شنو، ای دوست، پند، اما چو خسرو
مشو کو گوید و خود نشنود پند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دلم از حلقه زلف تو شد بند
ز من مگسل که محکم گشت پیوند
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 265
حد حسنت گر اهل دل بدانند
دو عالم در ته پایت فشانند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1027
مرا تا با تو افتاده ست پیوند
نه در گوشم نصیحت رفت و نه پند
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 539
Sources
Persian text source: Ganjoor

