غزل شمارهٔ 1800
Toggle stanza 1ای باد، سلام دلم آنجا برسانی
11
ای باد، سلام دلم آنجا برسانی
بوسی ز لبم بر کف آن پا برسانی
22
یکبار رسانیش سلام همه عشاق
صد بار از آن من تنها برسانی
33
بسیار بگردیش ز ما گرد سر آنگاه
صد سجده فرضش ز سر ما برسانی
44
این پیرهن چاک به خون غرقه که دارم
پنهان ببری از من و پیدا برسانی
55
دیرینه پیامی که برون داده ام از دل
پرورده به خونهای دل آنجا برسانی
66
کردیم به خوناب جگر نقش به چهره
این قصه به آن یوسف دلها برسانی
77
گر بر سر خسرو گذری، دوست، هماناک
عمر وی از امروز به فردا برسانی
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

