غزل شمارهٔ 1177

Toggle stanza 1
شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش
1

شبها من و دلی و غمی بهر جان خویش

مشغول با خیال کسی در نهان خویش

2

ناورد باد بویی ازان مرغ باغ ما

نزدیک شد که بر پرد از آشیان خویش

3

ای یوسف زمانه، بیا تا بگویمت

تفسیر احسن القصص از داستان خویش

4

خوش وقت ما چو از پی مردن به چشم جان

بینیم خاک کوی تو در استخوان خویش

5

تاثیر خواب بود که زیم هر شبی از تو

خوابی دروغ و راست کنم بهر جان خویش

6

در خود گمان برم که تو ز آن منی و باز

گم گردم از چنین عجبی در گمان خویش

7

بگذار کز زبان کف پات آبله کنم

از ذکر تو آبله کردم زبان خویش

8

بخت بد ار ز کوی تو ما را برون فگند

کم گیر خاکی از شرف آستان خویش

9

رفت از در تو خسرو و اینک به یادگار

از خون دل گذاشت به هر جا نشان خویش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1177 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood