Toggle stanza 1
آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان
1

آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان

که نه سر ماند مرا در غم ایشان نه امان

2

لب گشایند و نباتی ندهندم، آری

کام خود را نتوان یافتن از خودکامان

3

گر برم در برشان دست، بدزدند اندام

سیم دزدی عجبی نیست ز سیم اندامان

4

رخ چو آتش بنمایند و جگر پخته کنند

این دل پخته من سوخته شد زین خامان

5

خسرو از بهر تو بدنام شد، از وی بگریز

نیکنامی نبود در روش بدنامان

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…