Toggle stanza 1
ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی
1

ماییم و خاکساری و عجز وفتادگی

دستی به سر ز دست دل از دست دادگی

2

چون بر بساط حسن دوانی زناز اسپ

شاهان ملک را نرسد جز پیادگی

3

کردی بهشت منزل ما را ز روی خویش

سر برزد از شمایل تو حورزادگی

4

در مجلس تو شاهد گل وانهاد روی

وز تو نداشت شرم زهی وانهادگی

5

گر گویمت که آینه ام طلعت تو را

رخ برمتاب کین سخن آید ز سادگی

6

گفتی که کم گری و زخم بین ولی چه سود

در کار من چو گریه نکرد ایستادگی

7

جامی اگر نه جام به یاد لبت کشد

درکام ذوق او نکند باده بادگی

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…