غزل شمارهٔ 720
Toggle stanza 1چند از دگران وصف جمال تو شنیدن
چند از دگران وصف جمال تو شنیدن
خوش آنکه میسر شودم روی تو دیدن
ترسم رود از دست اگر روی تو بینم
زینسان که شوم مست ز نام تو شنیدن
از اشک خود آموختم ای مردم دیده
آغشته به خون پیش تو هر لحظه دویدن
کبک ار چه به رفتار بسی تیز نهد پای
دستش ندهد با تو درین شیوه رسیدن
ما را نبود تحفه به جز ناله و آهی
وان هم نتوان پیش تو گستاخ کشیدن
از خون دلم بس که رود تف سوی بالا
خونابه دل خواهدم از بام چکیدن
جامی که بود تا گلی از باغ تو چیند
ای کاش تواند خسی از راه تو چیدن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آن عجز شهیدم که به صد رنگ تپیدن
خونم نزند دست به دامان چکیدن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2471
چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن
سر بر نکشی تا نخوری پای دویدن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2473
دل چیست که بی روی تو از درد تپیدن
چون آب ز آیینه توان ناله شنیدن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2475
با روی تو کفر است به معنی نگریدن
یا باغ صفا را به یکی تره خریدن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1890
ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن
وز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1891
جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
کز زلف بیآموختهای پرده دریدن
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 310
بی آب نگردد گهر حسن ز دیدن
باریک نگردد لب ساغر ز مکیدن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6422
Sources
Persian text source: Ganjoor

