غزل شمارهٔ 2473
Toggle stanza 1چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن
چون ربشه در این باغ به افسون دمیدن
سر بر نکشی تا نخوری پای دویدن
تا فاش شود معنیگلزار حقیقت
از رفتن رنگ آینه باید طلبیدن
در باغ خیالیکهگذشتن ثمر اوست
انگارکه من نیز رسیدم به رسیدن
تدبیرخرد محرم نیرنگ جنون نیست
نقاش ندارد قلم ناله کشیدن
تا هست نفس صرفهٔ راحت نتوان برد
بال است و همان زحمت انداز پریدن
چون رنگ عبث سلسله اظهار شکستم
یعنی نرساندیم صدایی به شنیدن
ما هیچکسان فارغ از آرایش نازیم
تمثال ندارد سر آیینه خریدن
تا پیرهنی چند به نیرنگ ببالیم
چون شمع کفافست سر انگشت مکیدن
طاووس من احرام تماشای که دارد
دل گشت سراپای من از آینه چیدن
دست هوسم شیفتهٔ دامن کس نیست
بیدل چو نسیمم همه تنگرد رمیدن
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چند از دگران وصف جمال تو شنیدن
خوش آنکه میسر شودم روی تو دیدن
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 720
با روی تو کفر است به معنی نگریدن
یا باغ صفا را به یکی تره خریدن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1890
ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن
وز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1891
جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
کز زلف بیآموختهای پرده دریدن
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 310
بی آب نگردد گهر حسن ز دیدن
باریک نگردد لب ساغر ز مکیدن
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6422
آن عجز شهیدم که به صد رنگ تپیدن
خونم نزند دست به دامان چکیدن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2471
دل چیست که بی روی تو از درد تپیدن
چون آب ز آیینه توان ناله شنیدن
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2475
Sources
Persian text source: Ganjoor

