غزل شمارهٔ 1007
Toggle stanza 1نازنینا ز نیاز شبم آگاه تویی
11
نازنینا ز نیاز شبم آگاه تویی
واقف آه و دم سرد سحرگاه تویی
22
ماه را این همه آیین شب افروزی چیست
گر نه بنموده رخ از آینه ماه تویی
33
بود دلخواه مصور که کشد نقش ملک
نقش انگیخته بر موجب دلخواه تویی
44
برشکن انجمن انجم و مه را کامروز
آفتاب فلک منزلت و جاه تویی
55
با تو در ملک ملاحت نسزد شاه دگر
خوش بران رخش که هر جا که روی شاه تویی
66
در ره عشق به جز محنت و غم نیست ولی
چه غم از محنت راه است چو همراه تویی
77
حاجت قبله صورت نبود جامی را
قبله حاجتش المنة لله تویی
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

