غزل شمارهٔ 415

Toggle stanza 1
بساط زرکش شاهی چه نقش ما دارد
1

بساط زرکش شاهی چه نقش ما دارد

تن برهنه ما نقش بوریا دارد

2

بکش ز نطع امل پاکزین عمل عیسی

ز گرد بالش خورشید متکا دارد

3

به دست راحت اقبال دهر غره مشو

که زخم سیلی ادبار در قفا دارد

4

به سنگ سر نه و آسوده زی ز درد سری

که بهر تاج گرانسنگ پادشا دارد

5

حضور دل که شه از ملک و مال جست و نیافت

به کنج مصطبه بی جست و جو گدا دارد

6

کسی که بر محک همتش بود زر و مس

به یک عیار چه حاجت به کیمیا دارد

7

به پشت پا زده جامی دو کون را و هنوز

ز فقر چشم خجالت به پشت پا دارد

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 415 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood