Toggle stanza 1
آن کیست که شهری همه دیوانه اویند
1

آن کیست که شهری همه دیوانه اویند

مفتون شده نرگس مستانه اویند

2

زان پیش که شمع رخش افروخته گردد

مرغان اولی اجنحه پروانه اویند

3

زان دم که به پیمانه لبش چاشنیی ریخت

جانها مگسان لب پیمانه اویند

4

هر کس که ز عشقش زده دم از مژه خوبان

جاروب کشان در کاشانه اویند

5

چشمان منش خانه و من مرده ز غیرت

کین مردمکان بهر چه هم خانه اویند

6

زلف ار به کفم می ننهد کاش ببخشد

مویی دو سه بگسسته که در شانه اویند

7

افسانه جامی مشنو خواجه که خلقی

در خواب اجل رفته ز افسانه اویند

Sources

Persian text source: Ganjoor